السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
469
تفسير الميزان ( فارسي )
شما كه ايمان داريد پيش از آنكه روزى بيايد كه در آن معامله و دوستى و شفاعت نباشد از آنچه روزيتان كرده انفاق كنيد و كافران خود ، ستمگرانند . ( 254 ) بيان آيات « * ( تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * . . . * ( هُمُ الظَّالِمُونَ ) * » سياق اين دو آيه خيلى از سياق آيات قبل كه امر به جهاد و تشويق به انفاق مىكرد دور نيست ، چون در آخر آن آيات ، داستان جنگ طالوت را آورده تا مؤمنين از آن عبرت بگيرند ، و آن قصه با جمله : « * ( وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * . . . » خاتمه يافت و دو آيه مورد بحث هم با جمله * ( « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ » ) * ، آغاز شده ، و سپس به مساله جنگ در امتهاى انبياى بعد از آن حضرات بر مىگردد . و نيز در داستان قبلى يعنى قصه طالوت مىفرمود : « ألَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى . . . » ، و قيد « مِنْ بَعْدِ مُوسى » را ذكر نموده ، دوباره به دعوت و تشويق به انفاق برگشت ، و فرمود : « انفاق كنيد قبل از اينكه روزى فرا رسد كه . . . » پس همه اينها اين احتمال را تاييد مىكند كه دو آيه مورد بحث ، ذيل آيات سابق بوده و همه با هم نازل شدهاند . و سخن كوتاه آنكه : آيه شريفه ، در مقام رد و دفع توهمى است كه چه بسا به ذهن برسد ، و آن توهم اين است كه رسالت ، خصوصا از اين جهت كه همراه با معجزاتى روشن است كه بر حقانيت آن دلالت مىكند ، بايد بلاى جنگهاى خانمان برانداز را از بين ببرد ، نه اينكه خود رسالت ، آتش جنگ را برافروزد ، حال يا از اين جهت بايد از بين ببرد كه غرض خداى سبحان از ارسال رسولان و دادن معجزات به ايشان ، اين است كه مردم را به سوى سعادت دنيوى و اخرويشان هدايت كند ، پس براى بدست آمدن اين غرض ، بايد آنان را از قتال باز داشته ، ديگر اجازه چنين عملى را ندهد ، و همه را در راه هدايت جمع و متحد سازد ، و حال آنكه مىبينيم بعد از انبيا باز هم جنگها و مشاجرات در ميان امتهاى آنان ادامه دارد ، و مخصوصا بعد از انتشار دعوت اسلام كه اتحاد و اتفاق از اركان و اصول احكام و قوانين آن است ، چرا بايد هنوز اين درگيرىها در اين امت پديد آيد ؟ . و يا از اين جهت بايد از بين ببرد كه مگر غير از اين است كه فرستادن رسولان و آوردن معجزات روشن ، براى دعوت به سوى حق است و براى اين است كه ايمان در دلها پديد آيد ؟ ايمان هم از صفات قلب است ، و نمىشود آن را با زور در دلها ايجاد كرد ، پس فايده قتال چيست ؟ و بعد از استقرار نبوت و پا گرفتن دعوت دينى ديگر جنگ چه معنا دارد ؟ اين اشكال